شنبه ۷ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۶
نظرات: ۰
۰
-
[حیدر تورانی] لب‌خوانی با هوش مصنوعی

این روزها در محافل علمی و فرهنگی، افرادی را به‌وفور می‌بینیم که به‌جای آنکه با هوش مصنوعی بیندیشند، هوش مصنوعی را لب‌خوانی می‌کنند!

تفاوت این دو، اگرچه در ظاهر اندک است، اما در معنا و پیامد، بسیار بزرگ است. لب‌خوانی با هوش مصنوعی یعنی فرد، بدون اتکا و ابتنا به ایده، تجربه، دانش و اندیشه‌ای از خویش، پرسشی را به هوش مصنوعی می‌سپارد، پاسخ را تحویل می‌گیرد، اندکی آن را بزک و پیرایش می‌کند و سپس با اعتمادبه‌نفس فراوان، به نام محصول فکری خویش عرضه می‌کند. گویی هوش مصنوعی به‌جای آنکه ابزار اندیشه باشد، به جانشین اندیشه تبدیل شده‌است.

در این میان، کم نیستند کسانی که پیش از ظهور هوش مصنوعی، حتی به اندازه ظرفیت یک استکان، نوشته، تألیف یا ایده‌ای از خود در چنته نداشتند، اما اینک یک‌شبه مقاله‌نویس، صاحب‌نظر، منتقد، تحلیلگر و حتی «همه‌چیزدان» شده‌اند! کافی است چند واژه کلیدی را کنار هم بگذارند و از عموجان هوش مصنوعی بخواهند برایشان مقاله‌ای «علمی، عمیق و فاخر» تولید کند؛ بعد هم همان متن را با نام خود منتشر کنند و گاه برای دیگران نسخه فکری بپیچند!

جالب‌تر و البته تأسف‌بارتر آنکه برخی از همین جماعت، کسانی را که سال‌ها اهل قلم، دانش، تجربه و حکمت بوده‌اند، با اتکای به همان عموجان هوش مصنوعی، بی‌رحمانه نقد می‌کنند؛ نقدهایی که گاه آن‌قدر ناشیانه و سطحی است که معلوم می‌شود نویسنده حتی یک بار هم متن تولیدشده را با دقت نخوانده‌است! با این همه، همان نقد را در حساب فضل خویش پس‌انداز می‌کند و فردای آن روز، با سودش در محافل علمی ظاهر می‌شود !

اما این دوستان یک مشکل اساسی دارند: در مباحثه زنده، مناظره واقعی و اندیشه‌ورزی فی‌البداهه، چندان حرفی برای گفتن ندارند. زیرا آنچه در چنته دارند، بیش از آنکه حاصل سال‌ها خواندن، اندیشیدن، تجربه کردن و زیستن باشد، محصول چند فرمان و چند کلیک است. آنان قهرمانان بادکنکی صحنه‌هایی هستند که پشت صحنه ساخته شده و هنوز در برابر داوری واقعی، آزموده نشده‌اند.

شگفت آنکه گاه چنان در خیابان‌های ورود ممنوع می‌رانند که حتی کسی را که درست و مطابق قانون حرکت می‌کند، به تردید می‌اندازند که نکند خودش راه را اشتباه آمده باشد! و شوربختانه، جامعه‌ای که گاه گرفتار کم‌سوادی، ظاهربینی و شیفتگی به تازگی‌های تکنولوژیک است، به‌جای آنکه این تفاوت را دریابد، به آنان پاداش نیز می‌دهد؛ در حالی که تولیدکنندگان اصیل اندیشه و اهالی واقعی قلم، به ‌ناحق «سنتی»، «قدیمی» و «خارج از زمانه» تلقی می‌شوند.

البته سخن من هرگز مخالفت با هوش مصنوعی نیست؛ اتفاقاً بر این باورم که هوش مصنوعی می‌تواند یکی از بزرگ‌ترین ابزارهای توسعه فکری و حرفه‌ای انسان در عصر جدید باشد. مسأله، چگونگی استفاده از آن است.اگر هوش مصنوعی به‌جای ما فکر کند، به‌تدریج قدرت فکر کردن را از ما می‌گیرد؛ اگر به‌جای ما بنویسد، قدرت نوشتن ما را فرسوده می‌کند و اگر به‌جای ما تحلیل کند، عضلات تحلیل و نقد ما را کم‌تحرک می‌سازد. انسان ممکن است به‌ظاهر تولید بیشتری داشته باشد، اما در باطن، توان تولید اندیشه‌اش تحلیل رود.

راه درست آن است که ابتدا خودمان بیندیشیم، ایده‌پردازی کنیم، مسأله را بشناسیم، تجربه‌ها و دانسته‌هایمان را روی میز بریزیم، استخوان‌بندی اندیشه‌مان را بسازیم و حتی‌المقدور نخستین روایت خود را بنویسیم. آنگاه از هوش مصنوعی بخواهیم همکار فکری ما باشد؛ نقد کند، پرسش بپرسد، خلأها را نشان دهد، شواهد و دیدگاه‌های متفاوت پیشنهاد کند، ساختار را بهبود بخشد و با چندین رفت‌وبرگشت عالمانه، به پرورش و پختگی ایده ما یاری رساند.

در چنین وضعی، هوش مصنوعی «عصای دست اندیشه» است، نه «جانشین اندیشه»؛ «همکار فکری» است، نه «نویسنده پنهان»؛ و انسان همچنان صاحب ایده، تجربه، قضاوت و مسئولیت فکری خویش باقی می‌ماند.  هوش مصنوعی قرار نیست انسان را از اندیشیدن بی‌نیاز کند؛ قرار است انسان اندیشمند را توانمندتر کند. مبادا آن‌قدر به هوش مصنوعی تکیه کنیم که روزی برای اثبات هوش خود، مجبور شویم از هوش مصنوعی کمک بگیریم!

برچسب‌ها

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی